نمی دونم این بی فرهنگ نماینده کدوم شهره ؟


نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386  توسط خفاش شب
|
اول سلام
برای فهمیدن ارزش 10 سال : از زوج ها تازه طلاق گرفته بپرس
برای فهمیدن ارزش 4 سال : از فارغ التحصیل یک دانشگاه بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 سال : از دانش آموزی که در امتحانات خرداد ماه رد شده بپرس
برای فهمیدن ارزش 4 ماه : از مادرس که نوزاد نارس بدنیا آمده بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 هفته : از سردبیر یک هفته نامه بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 ساعت : از عشاقی که در انتظار هم به سر می برند بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 دقیقه : از فردی که از پرواز جا مانده بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 ثانیه : از باز مانده یک تصادف بپرس
برای فهمیدن ارزش 1/10 ثانیه : از شخصی که در دوی 100 متر المپیک مدال نقره گرفته بپرس
و برای فهمیدن ارزش یک دوست : از کسی که آن را از دست داده بپرس
=-=-=-=-=-=-=-=-=
این ایمیج کریز نامرد عکسا رو برداشته . دوباره آپ می کنم می زارم
برای فهمیدن ارزش 10 سال : از زوج ها تازه طلاق گرفته بپرس
برای فهمیدن ارزش 4 سال : از فارغ التحصیل یک دانشگاه بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 سال : از دانش آموزی که در امتحانات خرداد ماه رد شده بپرس
برای فهمیدن ارزش 4 ماه : از مادرس که نوزاد نارس بدنیا آمده بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 هفته : از سردبیر یک هفته نامه بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 ساعت : از عشاقی که در انتظار هم به سر می برند بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 دقیقه : از فردی که از پرواز جا مانده بپرس
برای فهمیدن ارزش 1 ثانیه : از باز مانده یک تصادف بپرس
برای فهمیدن ارزش 1/10 ثانیه : از شخصی که در دوی 100 متر المپیک مدال نقره گرفته بپرس
و برای فهمیدن ارزش یک دوست : از کسی که آن را از دست داده بپرس
=-=-=-=-=-=-=-=-=
این ایمیج کریز نامرد عکسا رو برداشته . دوباره آپ می کنم می زارم
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386  توسط خفاش شب
|
باز شدن مدارس رو به معلم ها و بچه ها تبریک میگم ، البته به بچه ها بیشتر
تسلیت میگم !!! یه مطلب واستون آوردم . البته نمیدونم اسمشو شجاعت بزارم
یا حماقت .
شجاعت
... دوستی تعریف می کرد در یکی از دبیرستانهای تهران ، هنگام برگزاری امتحانات آخر سال چهارم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شده بود که « شجاعت یعنی چه ؟ » . محصلی در قبال این موضوغ فقط نوشته بود : « شجاعت یعنی این ! » و ورقه خود را سفید به مسئولین تحویل داد و رفت . اما ورقه آن جوان دست به دست دیگران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره بیست دادند و چه خوب گفته اند که :
« کم گوی و گزیده گوی »
شجاعت
... دوستی تعریف می کرد در یکی از دبیرستانهای تهران ، هنگام برگزاری امتحانات آخر سال چهارم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شده بود که « شجاعت یعنی چه ؟ » . محصلی در قبال این موضوغ فقط نوشته بود : « شجاعت یعنی این ! » و ورقه خود را سفید به مسئولین تحویل داد و رفت . اما ورقه آن جوان دست به دست دیگران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره بیست دادند و چه خوب گفته اند که :
« کم گوی و گزیده گوی »
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386  توسط خفاش شب
|


